نظام مالیاتی کارآمد

 

 

در نظام‌های مالیاتی، انواع گوناگون مالیات، هم مالیات‌های مناسب و منصفانه و هم مالیات‌های نامناسب و غیرمنصفانه، درهم می‌آمیزند تا اثرات متقابل یکدیگر را اصلاح کنند و کل نظام به یک تعادل نسبی برسد. به بیان دیگر، یک نظام مالیاتی کارآمد به‌هیچ صورت کامل و بی‌نقص نیست و در بعضی موارد، سبب به وجود آمدن احساس خسارت در مالیات‌دهنده می‌شود. ولی نظام‌های مالیاتی کارآمد، در مجموع از ویژگی‌های نسبتا مشترکی برخوردارند:

 

ویژگی های نظام های مالیاتی کارآمد

 

1-نظام مالیاتی کارآمد باید بالاترین منفعت را به جامعه برساند، به این ترتیب که دولت باید مالیات‌های دریافتی را در پروژه‌های خدمات عمومی سرمایه‌گذاری کند.

 


2-در نظام مالیاتی کارآمد، مالیات باید برحسب توانایی مالیات‌دهندگان تعیین شود تا احساس خسارت مالیات‌دهنده به حداقل برسد، به این معنی که مالیاتِ سنگین‌تر باید بر عهده‌ی اقشار ثروتمندتر گذاشته شود و از اقشار کم‌درآمدتر، مالیات کمتری گرفته شود. به بیانی، نرخ مالیات برای هر فرد یا کسب‌وکار، باید به نوعی محاسبه شود که شکاف نابرابرِ درآمد و ثروت در جامعه به حداقل برسد.


3-در نظام مالیاتی کارآمد، دولت نباید بین افرادی که در پرداخت مالیات مشابه از توانایی برابری برخوردارند، هیچ‌گونه تبعیضی در پرداخت مالیات قائل شود.


4-نظام مالیاتی کارآمد معمولا از مالیات‌های مناسب و منصفانه به وجود میاید، به این معنی که مالیات‌ها باید تا حد امکان عادلانه، قابل‌پرداخت، باصرفه،مولد تولید، مشخص،‌ منعطف و ساده باشند.


5-ساختار کلی نظام مالیاتی کارآمد، نیازمند انعطاف‌پذیری ذاتی است تا قادر باشد با شرایط متغیر نظام‌ اقتصادی پویا سازگار شود. در نظام‌های مالیاتی کارآمد، می‌توان بدون به وجود آمدن اختلال در کلیت نظام مالیاتی و برهم زدن تعادل آن، بعضی از انواع مالیات‌ها را افزود یا حذف کرد.


6-وجود فقط یک نوع مالیات در نظام‌های مالیاتی کافی نیست، بلکه نظام مالیاتی کارآمد باید از انواع متفاوت مالیات، البته با نسبت متعادل، به وجود بیاید. به عبارت دیگر،‌ نظام‌های مالیاتی‌ای که فقط از یک نوع مالیات (تناسبی، نزولی یا تصاعدی) به وجود آمده اند، عملا کارآمد نخواهند بود. همه‌ی انواع مالیات باید با ترکیبی معقول به‌کار گرفته شوند. همینطور در نظام مالیاتی کارآمد، نسبت مالیات‌های مستقیم و غیرمستقیم از یک تعادل منطقی برخوردار است.


7-نظام مالیاتی کارآمد باید چندگانه باشد، ولی چندگانگی افراطی نیز مورد پذیرش نیست. همینطور نظام‌های مالیاتی کارآمد باید در قالب یک نظام اداری بهره‌ور و باکفایت عمل کنند.


8-نظام مالیاتی کارآمد باید ساده و از هرنوع پیچیدگی‌های  اجتناب‌پذیر و غیر ضروری، به دور باشد.


9-نظام مالیاتی کارآمد نباید از پیشرفت تجارت و صنعت جلوگیری کند، بلکه باید اسباب رشد اقتصادی سریع کشور را فراهم کند.


10-هدف نظام مالیاتی به جریان انداختن منبع های مازاد موجود در اقتصاد است، نه سلب منابع بخش خصوصی.


11-آگاهی به مشکلات و حقوق مالیات‌دهندگان از جمله مهم‌ترین ویژگی‌های نظام مالیاتی کارآمد است. در نظام‌های مالیاتی کارآمد، قسمت عمده‌ی مالیات‌ها شامل مالیات‌هایی است که سبب بیشتر شدن تولید و توزیع عادلانه‌ی درآمد و ثروت ملی می‌شود. در حقیقت، نظام‌های مالیاتی کارآمد در تحقق اهداف سوسیالیستی سیاست عمومی کشور نقش مهم و بسزایی را ایفا می‌کنند.


12-بار مالیاتی باید برحسب درآمد و توان واقعی مالیات‌دهندگان مشخص شود. نظام‌‌های مالیاتی کارآمد باید این تصور را در ثروتمندان  به وجود بیاورند که قرار است مالیاتی بیشتر از آن چه برعهده‌شان است پرداخت کنند، تا به این ترتیب انگیزه‌ی ثروت‌ اندوزی به یک ثبات سالم و پایدار برسد. نظام مالیاتی کارآمد، به‌ویژه در کشورهای توسعه‌نیافته، باید اساسا بکوشد که از نابرابری درآمد و ثروت کاهش دهد، ولی در عین حال نباید با تحقق هدف افزایش تولید و به وجود آمدن انگیزه‌ی سخت‌کوشی و پس‌اندازِ بیشتر در تضاد باشد.


13-عوامل متفاوتی باید در تدوین نظام مالیاتی کشور لحاظ شوند. ساختار نظام مالیاتی کشور باید با آرمان‌های مالیاتی و هدف های سیاست عمومی دولت همگام باشد. شکل عملی نظام مالیاتیِ هر دولت، به پیشینه‌ی تاریخی آن کشور بستگی دارد. بنابراین، نظام مالیاتی هر کشور بسته به مغایرت‌های بنیادی و تاریخی آن کشور می‌تواند با سایر کشورها متفاوت باشد، ولی سیاست مالیاتی هر کشوری با هر پیشینه‌ای، باید به نوعی تنظیم شود که مالیات‌ها تا حد امکان از توان پرداخت مالیات‌دهندگان خارج نباشند تا احساس خسارت مالیات‌دهندگان به حداقل برسد.


14-در نظام مالیاتی کشورهای کمتر توسعه‌یافته، باید منابع اقتصادی مازاد برای پیشرفت اقتصادی به جریان انداخته شوند. مالیات‌ در این قبیل کشورها باید به‌ رشد پله‌پله‌ی نرخ پس‌انداز سبب شود و مانع از  ورود سرمایه به کانال‌های تولیدی ناخواسته شود. کشورهای در حال توسعه باید از مالیات به‌‌عنوان وسیله ای برای محدود کردن مصرف و در عوض به جریان انداختن منابع در مسیر پیشرفت کشور به‌کار گرفته شود.


15-سیاست مالی کشورهای توسعه‌نیافته باید به تشکیل سرمایه و به جریان انداختن منابع مازاد اقتصادی معطوف شود، به این معنی که منابع مازاد باید به‌جای بخش و قسمت خصوصی در سرمایه‌گذاری‌های عمومی مصرف شوند. 

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با موسسه حقوقی بین المللی ثبت سفیر تماس بگیرید تا کارشناسان زبده ما اطلاعات کاملی در اختیار شما متقاضی محترم قرار دهد.